نظر علي الطالقاني
528
كاشف الأسرار ( فارسى )
على ( ع ) و دشمنان او يكسان است . و نسبت به احكام مثل معاد و ساير ضروريات يا معتقد بر ثبوت او است و يا بر نفى او ، يا شاك و متوقف است ، و يا به حسب زبان يا ساكت است يا متكلّم ، و اگر تكلّم كرد نسبت به اشخاص يا اظهار دوستى و تولّا خواهد نمود يا اظهار دشمنى و تبرّا يا اظهار خالى بودن از هر دو . و نسبت به احكام يا اقرار است يا انكار جزما او ظنّا يا اظهار شك و توقّف . و بيان احكام اين اقسام و تفصيل آنها طولانى است . و لكن اخبار بسيارى دلالت دارد كه آنان كه دشمنان اهل بيت ( ع ) را نفهميدند كه دشمنند و نسبت به اهل بيت محبتى دارند و عداوت و نصبى ندارند ، چنانچه بسيارى از اهل عامه چنين بودهاند و يا هستند ، از يك باب بهشت اين گونه اشخاص داخل مىشوند 132 و العلم عند اللّه . و اما كسى كه ملتفت شيعه و سنّى شده باشد و دوست اهل بيت ( ع ) و دشمن ايشان را تميز داده باشد و به مقام تولّا و تبرّا و محبّت و عداوت رسيده باشد ، يقينا از كفر و ايمان خالى نيست ، يا مؤمن يا كافر . و همچنين اگر فرق شيعه را فهميده باشد و دوازده امامى نباشد و بعضى از ائمه ( ع ) را انكار كند يقينا كافر است و اخبار بسيار است 133 و نام او كلب ممطور است يعنى سگ باران خورده ، يعنى انكار بعضى از ائمه او را سگ و نجس نموده و اقرار به بعض ديگر به منزلهء باران است ، بفهم . و اگر متوقّف باشد و اقرار و انكار نكند ، حكم او مشكل است و نتوان او را كافر گفت . اين نسبت به اشخاص . و امّا نسبت به احكام آنچه مسلّم است كه باعث كفر است انكار ضروريات است نه عدم اقرار به آنها و نه توقّف در آنها . پس بنابراين حكم كردن به اينكه معرفت معاد بالخصوص از اصول دين است و غايت خلقت و كمال انسان و مناط اسلام و ايمان است در نهايت اشكال است . زيرا كه دانستى مناط كمال و غايت خلقت ، معرفت و آشنائى و دوستى خدا و معصوم ( ع ) است و خدمت و طاعت ايشان . بلى شكى نيست كه اگر كسى فهميد و ملتفت شد ، البتّه انكار معاد كفر است ، زيرا كه تكذيب قرآن و پيغمبر ( ص ) است مثل انكار ملائكه و جن و نماز و روزه و غير اينها . پس مراد از ايمان به معاد بايد عدم انكار باشد مثل ايمان به ملائكه كه در چند آيه ذكر شده و ايمان به قيامت نيز به او ضم شده . و الّا احدى نگفته كه معرفت ملائكه يا خصوص بعضى از ملائكه ، از اصول دين است مثل معرفت خدا و معصوم ( ع ) . و همچنين معرفت كتب سماوى و معرفت انبياى سلف را بالخصوص كسى نگفته از اصول دين است و همه را مسلّم است كه انكار آنها كفر است و در چندين آيه ايمان به اينها و كفر به اينها ذكر